نگاهی به منطق “سعید روستایی” در دو کلیپ/ به چه دلیل وی شک دارد؟- اخبار فرهنگی – اخبار تسنیم

خبرگزاری تسنیم- حمید صنیعی منش

پس از ابد و یک روز که یک اثر به شدت یک طرفه و در حال فروپاشی بود، این دفعه روستایی یک قدم با اهمیت به سمت جلو می‌آید. چه از لحاظ ساختاری و چه از لحاظ محتوایی فیلمی را ساخته هست که مخاطب را با همه تلخی‌های در جامعه آزار نمی‌دهد و توان ساخت کارهای بهتری را توسط یک جوان نشان می‌دهد.

البته در سکانس زندان کمی مبالغه و اغراق شده هست و فیلمساز به فضای ابد و یک روز که دارای نگاهی اصطلاحا اگزجره هست نزدیک شده، ولی در یک نگاه کلی کلیپ دارای کنایه و طعنه‌های پشت سر هم به فضای کنونی جامعه و دستگاه حاکم نیست. پلیس کلیپ، پلیس بی‌انصاف و بدطینتی نیست و در مقابل رشوه کوتاه نمی‌آید، دستگاه قضایی نیز دستگاه جور و ستم به تصویر کشیده نشده هست. البته تمام اینها در صف نقد اجتماعی به آسیب بزرگ اعتیاد و باندهای مواد مخدر به عنوان یک بلای خانمان سوز قرار گرفته هست ولی در نهان این نقد نگاهی ارتجاعی به مساله دارد که به چه دلیل امثال ناصر خاکزاد در جامعه متولد می‌شوند؟ ریشه‌های فقر و گرسنگی در طبقات فرودست جامعه و مسائل و مشکلاتی که وجود دارد و هر روز انسان‌های زیادی را روانه دادگاه و زندان می‌کند چیست و به چه دلیل باید در جامعه ما بوجود بیاید؟

متری شیش و نیم نشان داد که درصورتیکه نقد و شیوه آن در قالب یک کلیپ خوب ریخته شود، می‌تواند بدون آنکه سمت و سوی خاص و سیاسی پیدا کند هم مخاطب پسند باشد و هم نقد کند.

طبیعتا نقش سیستم و دستگاه نظارتی و حاکمتی همانصورت که در تمام دنیا وجود دارد در این خاک نیز هست ولی کلیپ علیه آن نمی‌تازد. ابدویک روز نیز فیلمی نمادگرایانه نیست که بخواهد در بطن خود اشاره‌ای خاص به شخص و نهاد خاصی داشته باشد ولی کلیپ متن و مطلوب و معیار هم نیست.

به چه دلیل که کلیپ در ابتدا و انتها سکانس اضافی دارد و از سمت دیگر هم در آخر سبب شده هست تا کلیپ از فضای سینمایی و پلیسی خود خارج شود و یکباره تبدیل به یک اثر ملودرام و احساسی شود. در حالی که درصورتیکه منطق کلیپ پلیسی و اکشن خود را حفظ می‌کرد می‌توانست به عنوان یک اثر خوب پلیسی در سینمای کشور باقی بماند.

این مساله نشان دهنده آن هست که فیلمساز هم اکنون یک پا در کلیپ قبلی خود دارد و هم اکنون می‌خواهد نقد اجتماعی را از نگاه درام و حسی بیان کند، همان چیزی که تقریبا در ابتدای کلیپ هم شاهد آن هستیم و نهایتا منجر به دوپارگی آن شده هست. در حالی که نقد اجتماعی با نگاه درام و حسی در کنار یک کلیپ پلیسی با زد و خورد و کشش بالا قابل جمع نیست و ساختار فیلمنامه‌ای آن را تهدید می‌کند.

این دوپارگی فیلمنامه‌ای و ساختاری همانصورت که تلویحا اشاره شد در محتوا هم هست. یکی به سمت نقد امروز ما نزدیک می‌شود و یکی هم به سمت تایید جایگاه پلیس و دستگاه قضا که در نبود آن‌ها فساد و تباهی می‌تواند جامعه را پرکند. ولی این فساد جمع شده در زندان‌های اداره آگاهی دارد منفجر می‌شود و دیگر جایی ازبرای حذف آن نیست. لذا کلیپ در یک نقد بن بست گیر می‌کند و باز ما شاهد فیلمی هستیم که پس آخر خود و مخاطب را در بی‌سرانجامی رها می‌کند.

علاوه بر نکات فوق باید یادمان باشد که تهیه کننده کلیپ در مصاحبه خود گفته بود در آخر کلیپ صمد (پیمان معادی) از اداره پلیس استعفا می‌دهد که این سکانس از کلیپ حذف شده هست. پس نهایتا کارگردان مانند کلیپ قبلی خود تیر خلاص را میزند ولی یا شورای وزارتخانه و یا نگاه تهیه کننده جهت کلیپ را عوض می‌کنند.

روستایی نگاهی ناامید کننده دارد ولی خود نسبت حتمیت این دیدگاه شک دارد. وی نمی‌داند که می‌خواهد اینگونه بماند یا همراه با نقد به سمت روشنی حرکت کند. وی گویا دچار جبری هست که اکثر هنرمندان و روشنفکران ما را گرفتار کرده هست. جبر تیرگی بر تقدیر اجتماعی ایران معاصر.

انتهای پیام/

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *