صوفی در برنامه «دستخط»: محبوبیت روحانی زیر ۱۰ درصد آمده هست/ جهانگیری اخیرا استعفا داد، رهبر انقلاب مصلحت ندیدند- اخبار فرهنگی – اخبار تسنیم

به گفته باشگاه خبرنگاران پویا، اهل لاهیجان استان گیلان و ۷۰ ساله هست؛ سیاستمداری که از عنفوان جوانی مسئولیت‌های مختلفی را داشته به ویژه در حوزه استان‌های مختلف داشته هست. استانداری استان‌های بوشهر، کهکیلویه و بویراحمد و استان گیلان و یک دوره هم وزارت تعاون را برعهده داشته و الان هم از عناصر با اهمیت و موثر اصلاح طلبان در عرصه سیاسی کشور هست و قطعاً حرف‌های گفتنی زیادی دارد. نامش علی صوفی وزیر تعاون دولت هشتم هست.

آنچه در ادامه می‌آید متن گفت‌وگوی دست‌خط با علی صوفی هست:

تیترهای این مصاحبه:

*آماده انتخابات ۹۸ شده‌ایم

*روحانی در دوره  اول، فوق تصور اصلاح‌طلبان ظاهر شد

*خروج آمریکا از برجام سبب شد، همه تخم‌مرغ‌ها از سبد برجام بریزد و بشکند

*تصور می‌کردیم آمریکا تنهاست و بقیه کشورها با ما همراه خواهند بود

*نوسانات ارزی نتیجه نظرات تئوریسین‌های اقتصادی دولت بود؛ معلوم بود که دولت کار را رها کرده هست

*عده‌ای به روحانی مشاوره دادند که قیمت ارز از ۵ هزار تومان بالاتر نمی‌رود، بعدا گفتند از دست ما خارج بوده هست

*عارف نامزد اصلاح‌طلبان نبود، مستقل آمد

*واعظی خیلی تلاش می‌کند تا روحانی را از عقبه رأی‌اش جدا کند

*محبوبیت روحانی زیر ۱۰ درصد آمده هست؛ به نفع جهانگیری هست از دولت جدا شود

*جهانگیری اخیرا استعفا داد، رهبر انقلاب مصلحت ندیدند

*ماجرای هشدار رهبر انقلاب درمورد حذف وزارت تعاون

*خدمت شما سلام عرض می‌کنم. خیلی خوش آمدید.

ممنونم. خدمت شما سلام عرض می‌کنم و خدمت همه بینندگان عزیز هم عرض ادب و سلام دارم.

*آقای صوفی الان چه می‌کنند؟

من از سال ۸۴ بازنشسته شدم. از آن وقت هیچ سمت دولتی نداشتم.

*در اتاق تعاون بودید.

اتاق تعاون دولتی نیست.

*بله؛ می‌دانم.

بله، یک دوره سه ساله اتاق تعاون بودم و پس از آن بنیاد مستضعفان، هلدینگ صنایع سلولزی عضو هیات مدیره بودم. از آنجا هم در یکی از هلدینگ‌های زیرمجموعه بانک سپه عضو هیات مدیره هستم.

*کار سیاسی هم مشغول هستید.

بله. کار سیاسی کار اصلی ما هست.

*الان به نوعی پخت و پزهای انتخابات مجلس ۹۸ را شروع کرده‌اید؟

با تشکیل شورای عالی سیاست‌گذاری اصلاح‌طلبان می‌توان گفت که بله مقدمه کار فراهم شده هست.

*شما و دوستان همفکر شما از سال ۹۲ یکسری پیروزی‌هایی را به دست آوردید. سال ۹۲ انتخابات ریاست جمهوری با ائتلافی که با رئیس‌جمهوری فعلی داشتید و بعدا در سال ۹۴ انتخابات مجلس و سپس انتخابات شوراها بود. از نتایجی که به دست آمده قطعاً راضی هستید. از عملکردها راضی هستید؟ فکر می‌کنید عملکردها آنچیزی بوده که مردم به خاطر آن رای دادند؟

در رابطه با عملکرد طبعاً آن انتخاباتی که برگزار شد، از نظر ارائه لیست مطلوب ازبرای ما نبود، ازبرای اینکه مجبور شدیم لیست حداقلی بدهیم.

*به چه دلیل؟

ازبرای اینکه هم در جریان انتخابات ریاست جمهوری کاندیداهای اصلی ما مجال حضور پیدا نکردند، به این معنی آقای خاتمی نتوانست حضور یابد و آقای هاشمی هم رد صلاحیت شد. خب زمانی کاندیدای حداکثری نداشته باشیم، با کاندیدایی که در حاشیه قرار می‌گیرد توقعات هم پائین می‌آید. ازبرای همین گرچه آقای روحانی در دوره اول ریاست جمهوری بیش از انتظار ظاهر شد، ولی در دوره دوم با موانعی مواجه شد و آن چه انتظار بود مخصوصاً مردم انتظار داشتند حاصل نشد.

*چه موانعی؟

به نظر من آقای روحانی به خاطر پرداختن به مذاکرات هسته‌ای یک مقدار در امور داخل کشور کمتر به اهدافی که در داخل با اهمیت بود، پرداخت. بنابراین این سبب شد بعداً که برجام ناکام شد و در عمل با خروج آمریکا چالش سنگینی ازبرای نظام به وجود آورد، این سبب شد همه آن تخم مرغ‌ها در یک سبد بودند، بریزند و بشکنند.

*شما به عنوان فرد باتجربه پیش‌بینی می‌کردید که پس از قضایایی که با خروج امریکا از برجام به وجود آمد، ما شاهد چنین نوساناتی با این شدت باشیم؟ منظورم نوسانات اقتصادی هست.

من اصلاً پیش‌بینی نمی‌کردم. به این معنی من فکر می‌کردم آمریکا تنها هست و بقیه کشورها با ما خواهند بود، ولی به هر حال آن سیستمی که تاکنون در آمریکا با ترامپ همراهی کرد، توانست عرصه میان‌المللی را تحت تاثیر قرار دهد و گرچه آن ۵ کشور باقیمانده همچنان لفظاً و با کلام از برجام حمایت می‌کنند، ولی من فکر می‌کنم در مقابل آمریکا با ملاحظه رفتار کردند.

*درمورد بازار ارز شما یک جمله‌ای دارید که گفتید نوسانات ارزی به دلیل پیشنهادات تئورسین‌های اقتصادی داخل دولت مبنی بر این که باید قیمت ارز را واقعی کرد، به وجود آمد.

بله.

*به این اعتقاد دارید؟

بله، من این اعتقاد را دارم.

*آن تئورسین‌ها چه کسانی بودند؟ می‌گویند تئورسین‌ها دوستان شما همانند آقای نیلی بودند.

بله. این دوستان ما در وقت آقای هاشمی هم اعتقاد بر اجرای این تئوری آزادسازی داشتند؛ سیاست تعدیل اقتصادی یا اقتصاد تعدیلی.

*که آن تورم ۴۵ درصدی به وجود آمد.

بله. نظر این دوستان این بود که قیمت ارز واقعی نیست و باید آزاد شود و نباید دولت کنترل کند. این مجال ازبرای آنها پیش نیامد تا سال ۹۶٫ کاملاً محسوس بود این جهش یکباره ارز، چون آن مقطع مثلا بهمن ماه همیشه به خاطر سفرهای خارجی که وجود دارد قدری ارز گران می‌شود، تقاضا بالا می‌رود ولی نه این حد که یکباره چنین جهشی پیدا کند. این معلوم بود که دولت رها کرده و پس استمزاج‌هایی هم که کردم، جواب مثبت گرفتم. به نظر من این اتفاق افتاده هست.

*سود در جیب دولت رفته هست؟

این که چه کسی سود برده را نمی‌توانم بگویم، ولی مردم ضرر کردند، دولت هم ضرر کرد.

*دولت به چه دلیل ضرر کرده هست؟

دولت اعتبارش را از دست داده هست.

*از سوی دیگر مزایای مالی خیلی خوبی به دست آورده هست. بالغ بر چندین هزار میلیارد تومان.

بله. می‌گویند ۶۰۰ هزار میلیارد تومان هم هست ولی آثار این دیده نمی‌شود. درصورتیکه دولت داشت می توانست در این بودجه سال ۹۸ اعمال کند. به هر حال آن چیزی که مطرح می‌شود و یک نظر دیگر این هست که دولت هم سود چندانی نبرده، بلکه این وسط دلال‌هایی بودند که سود بردند.

*آن دلال‌ها به کجاها وصل بودند؟

بله، اینها سوالات اساسی هست.

*جالب این هست که مصاحبه‌ای را از آقای پورابراهیمی رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس، دیدم آن وقت که این بحران‌ها به وجود آمد، اشاره می‌کرد که ما پیش‌بینی کرده بودیم و طرح دوفوریتی آماده کرده بودیم که احتمالاً چنین نوساناتی را شاهد هستیم. دولت گفت ما دقت داریم و خودمان پیگیری می‌کنیم و شما این کار را نکنید. یکباره این اتفاقات افتاد و جالب این بود همه آن اشتباهاتی که سبب بروز چنین اتفاقاتی می‌شد را خلاف آن قوانین و ارزش‌ها و آن نظام اقتصادی خودمان می‌دانستند ولی همه انجام می‌شد.

یک دوره‌ای احساس می‌شد که رها هست.

*این رهاشدگی …

به این معنی هیچ کسی پاسخگو نیست، کسی با مردم صحبت نمی‌کند، کسی حداقل وعده نمی‌دهد که این مقطعی هست و ما درست می‌کنیم. بلکه همه سکوت می‌کردند و عجیب‌تر این بود که یک وقت قیمت ارز یک مقدار افت کرد، رئیس کل بانک مرکزی گفت اینچنین نیست، قیمت ارز دوباره بالا رفت. این نشان می داد اراده‌ای وجود دارد که قیمت ارز نباید این چنین باشد.

من شنیدم که آن دوستانی که به آقای روحانی این پیشنهاد را دادند، بعداً آقای روحانی در دانشگاه تهران یک اظهاری کرد که تایید کرد و گفت اینها به من گفته بودند قیمت ارز از ۵ هزار تومان بالاتر نمی‌رود. به این معنی یک عده ای این پیشنهاد را دادند و اطمینان به آقای رئیس‌جمهور دادند که مثلاً از ۵ هزار تومان و ۶ هزار تومان قیمت ارز بالاتر نمی‌رود ولی پس عنوان کردند که از دست ما خارج شد.

*شما گفتید که حمایت اصلاح‌طلبان بود که اقبال عمومی آقای روحانی از ۱۳ درصد در سال ۹۲ به بالای ۵۰ درصد رسید و رئیس‌جمهور شد و روحانی مدیون اصلاح‌طلبان و عارف هست. همین را اعتقاد دارید؟

بله. اعتقاد دارم.

*ولی تیم آقای روحانی چنین اعتقادی ندارد.

باید دید مبنای حرف‌هایی که می‌زنند و تحلیل‌هایی که می‌کنند چیست. من ازبرای عرضم دلیل دارم. آقای روحانی و آقای عارف از کاندیداهای اصلاح‌طلبان باقی مانده بودند و یک کارگروهی درست شد زیرنظر شورای مشورتی آقای خاتمی تا نظرسنجی میان این دو نفر شود تا ببینند وضعیت اینها چطور هست.

آن کارگروه در نظرسنجی که انجام داد عنوان کرد که آقای روحانی حدود ۱۳ درصد و آقای عارف حدود ۸ درصد رای دارند و مبنای تصمیم‌گیری ازبرای حمایت از آقای روحانی هم همین شد. بنابراین این سند الان موجود هست که آقای روحانی آن وقت ۱۳ درصد اقبال عمومی داشت.

*تیم آقای روحانی می‌گویند ما ۱۳ درصد و شما ۸ درصد بودید. آن ۸ درصد به ما اضافه شده هست.

ببینید، اصلاح‌‌طلبان پشت آقای روحانی آمدند و از ایشان حمایت کردند. معنا این نیست که اصلاح‌طلبان ۸ درصد بودند چون آقای عارف کاندیدای اصلاح‌طلبان نبود. ایشان شخصاً آمده بودند.

*همه ایشان را به عنوان کاندیدای اصلاحات می‌شناختند.

نخیر.

*خودتان کنار آقای عارف بودید.

من از ابتدا کنار آقای عارف بودم ولی اصلاح‌طلبان کاندیدا عنوان نکردند، بلکه آقای عارف به عنوان یک کاندیدای مستقل ورود کرد، به امید جلب حمایت اصلاح‌طلبان بود و این ایراد و اشکالی هم نداشت. اصلاح‌طلبان کاندیداهای حداکثری داشتند و آنها را دنبال می‌کردند. از ابتدا گفته بودند، خاتمی یا هاشمی!

قسمت قابل توجهی از اصلاح‌طلبان با رد صلاحیت آقای هاشمی کاملاً کنار کشیدند به این معنی من در جلسه‌ای بودم که با ناراحتی و عصبانیت اظهار می‌کردند که ما در انتخابات شرکت نمی‌کنیم و توصیه هم می‌کردند که آقای عارف هم کاندیدا نشوند. جو به این صورت بود ولی به هر حال مردم یک خواسته داشتند.

من به همراه آقای عارف به استان‌ها می‌رفتم، خواسته مردم را این طور دیدم که ائتلاف، کاندیدای واحد! نمی‌خواستند مثلا سال ۸۴ تکرار شود. ازبرای همین شورای مشورتی آقای خاتمی تدبیری اندیشید که بتواند یک کاندیدا معرفی کند.

*شما یک چیزی درمورد رئیس دفتر رئیس‌جمهور گفتید که ایشان چون خرش از روی پل گذشته، چنین حرف‌هایی می‌زند.

بله. جناب آقای واعظی در وزارت پست و تلگراف وزیر موفقی بود. ازبرای پست ریاست دفتر چنین کسی که پیشینه اینگونه دارد و به ویژه در وزارت خارجه هم بوده و شاید طالب وزارت خارجه هم باشد دفعتاً بخواهد ریاست دفتر رئیس‌جمهور را ترجیح دهد، این یک مقدار شائبه سیاسی دارد.

آقای واعظی قبلاً در جریان انتخابات مجلس ازبرای جلب اعتماد اصلاح‌طلبان ازبرای ائتلاف خیلی تلاش کرد. در دوره دوم انتخابات – چون انتخابات به دور دوم کشیده شد – ما یک جلسه‌ای در کتابخانه ملی داشتیم با همه کاندیداهایی که در لیست امید بودند و به دور دوم کشیده شدند، ایشان صحبت کرد.

صحبت‌های ایشان و تحلیل ایشان این بود که مردم از اصولگرایان و اصلاح‌طلبان خسته شده‌اند و به جریان سومی روی آورده‌اند و آن جریان سوم اعتدال و توسعه هست. این خیلی غیرمنطقی بود ولی ایشان این ادعا را داشت. بعدها هم بیشتر تلاش کرد که آقای روحانی را از عقبه رای خودش که اصلاح‌طلبی بود جدا کند. اینها هم کاملاً مشهود بود. هم در ارائه لیست کابینه معلوم بود که از همانجا این زاویه کاملاً آشکار شد و هم اینکه آقای واعظی خودش را اصولگرا می‌داند.

*شما گفتید که حمایت بدون قید و شرط از نامزدی آقای روحانی در سال ۹۶ غلط بود. درست هست؟

بله.

*به چه دلیل؟ چه قید و شرطی می‌توانستید بگذارید؟

درصورتیکه ائتلاف بود، ائتلاف سازوکاری دارد. زمانی اسمش ائتلاف هست به این معنی اینکه ما دو گروه و دو جریان در کنار هم قرار می‌گیریم و در ادامه هم با هم خواهیم بود. ائتلاف تا دم در مجلس یا ائتلاف تا دم در ریاست جمهوری و کابینه معنا ندارد. باید این ائتلاف خودش را در کابینه نشان می‌داد ولی نشان نداد.

*الان در جمع اصلاح‌طلبان دو فکر وجود دارد. یکی اینکه دولتی هست که کمک کردیم و ائتلاف کردیم، باید به حمایت ادامه دهیم. دیگری فکر امثال آقای حجاریان هست که شما آن را تائید کردید که نباید خودمان و سرنوشتمان را به سرنوشت آقای روحانی گره بزنیم. جمله‌ای که شما بیان کردید همین هست که حرف درستی هست. پیروزی روحانی پیروزی اصلاح طلبان بود ولی پیروزی اصلاح‌طلبی نبود و نباید سرنوشت خود را گره بزنیم. به این معنی شما معتقد هستید نباید از دولت حمایت کنید؟

در بعضی جاها بالاخره باید از دولت حمایت کرد، بلکه از کل نظام باید حمایت کرد. انقلاب ما انقلاب آرمانی بود و از همان آرمان‌ها هم من دفاع می‌کنم. در جایی که بحث میان آقای روحانی و براندازان باشد، از آقای روحانی دفاع می‌کنیم و محکم هم می‌ایستیم. اعتقاد به این داریم و قبلاً هم این کار را کردیم ولی درصورتیکه امر دایر میان مردم و دولت شد ما سمت مردم هستیم. مردم، اصل هستند.

*آن مردم نمی‌گویند شما خودتان این دولت را آوردید؟

بله می‌گویند و ما می‌گوییم چاره ای نداشتیم. چاره دیگری نداشتیم. آن وقت …

*بعضی به این معنی رقبای شما بیان می‌کنند ۹۰ درصد سمت‌ها دست اصلاح‌طلبان هست.

من این را نمی‌دانم به ویژه با قانون منع بکارگیری بازنشستگان فکر نمی‌کنم اصلاح‌طلبی هم باقی مانده باشد. (می‌خندد). استراتژی ما سلبی بود به این معنی ما می‌گفتیم این مدیریت آقای احمدی‌نژاد نباید استمرار یابد. این نباید باشد و این ازبرای کشور خطرناک هست و خرج‌های سنگینی ازبرای ما به وجود آورده و قابل اعتماد نیست. هر کس دیگری باشد بهتر از این جریان هست.

در جریان مجلس هم گفتیم این تندروهایی که در مجلس هستند نباید باشند هر کس دیگری باشند. اصولگرای معتدل باشد بهتر هست. کما اینکه در بعضی جاهای لیست امید اصولگرا هستند. می‌گفتیم اصولگرای معتدل باشد بهتر از این مجلس هست.

*در انتخابات ریاست جمهوری ۹۲ شما می‌توانستید بگویید آقای عارف باشد.

یکی را باید انتخاب می‌کردیم. درصورتیکه آقای روحانی می‌ماند چه می‌شد؟ نمی‌شد.

*حداقل الان ازبرای مردم جواب داشتید که دنبال گزینه دیگری بودید. ازبرای این که نقشه مسیر رسیدن به قدرت ازبرای گروه‌های سیاسی معلوم شده و می‌خواستید به قدرت برسید، از یکسری از ارزش ها کوتاه آمدید. درست هست؟

نخیر.

*آقای روحانی کاندیدای مطلوب شما نبود.

نبود.

*ولی به خاطر اینکه به نوعی تفاهم برسید و در اداره کشور سهم داشته باشید قبول کردید.

نه، من با آقای دکتر عارف بودم. من با آقای روحانی نبودم. به این معنی پس از اینکه آقای روحانی را انتخاب کردند من در ستاد آقای روحانی هم نرفتم. بنابراین بحث من با آقای عارف با بحث اصلاح‌طلبان با آقای عارف جدا بود. اصلاح‌طلبان هم اکنون به این تصمیم نرسیده بودند که از چه کسی حمایت کنند، ولی باید از یک نفر حمایت می‌کردند و آن یک نفر را با توجه به اینکه در این ائتلاف و در این تصمیم‌گیری آقای هاشمی هم حضور داشت، ترجیح دادند که آقای روحانی باشد و با نتیجه‌ای که از نظرسنجی به دست آمده بود.

*آقای جهانگیری را گفتید یک کار بزرگی ازبرای آقای روحانی کرد و در دولت سوخت ولی جهانگیری چهره سوخته‌ای نیست و هم اکنون یک کاندیدای بالقوه ازبرای ۱۴۰۰ هست. البته در جایی هم گفته بودید خروج آقای جهانگیری از کابینه حتماً به نفع خودش هست ضمناً معلوم می‌شود که روحانی با اصلاح‌طلبان به کجا رسیده هست. واقعا هم اکنون چنین اعتقادی دارید؟

من هم اکنون هم این اعتقاد دارم.

*به این معنی اعتقاد دارید آقای جهانگیری از دولت بیرون بیاید بهتر هست؟

به نفع خودش هست.

*به نفع خودش یا اصلاح‌طلبان؟

نه، به نفع خودش هست. به نفع اصلاح‌طلبان را نمی‌توانم الان جمع‌بندی کنم. اینکه گفتم به نفع خودش هست بالاخره دولت آن اعتباری را که در جریان انتخابات سال ۹۶ داشت، به سرعت از دست داد و بالاخره الان ارزیابی از محبوبیت آقای روحانی خیلی پائین هست.

*چند درصد هست؟ می‌دانید؟

من زیر ۱۰ درصد شنیدم. وصل شدن به چنین دولتی با چنین نارضایتی که وجود دارد جزء خرج کردن چیز دیگری ندارد. نمی‌دانم چه فایده‌ای دارد.

*ایشان همان کسی هست که در سال ۹۶ پشت آقای روحانی آمد.

خب  آقای روحانی…

*و آقای جهانگیری در سال ۹۶ حرکتی کرد که فکر نمی‌کنم در تاریخ انتخابات‌های ایران سابقه داشته باشد. درست هست؟

بله. درست هست. کسی این کار را نکرده هست. عملکرد آقای روحانی در دوره اول قابل دفاع بوده هست. دستاوردهای بالایی داشته هست و آقای جهانگیری هم شریک بوده بنابراین آقای جهانگیری زمانی در مناظرات آن حرف‌ها را بیان می‌کرد در واقع از عملکرد خودش دفاع می‌کرد که ما این کار را کردیم. صراحتاً بیان کرد کاندیدای اصلاح‌طلبان هستم.

*حتی پچ‌پچ‌هایی شنیده می‌شد که ممکن هست آقای جهانگیری بماند.

آقای جهانگیری در پس ذهنش یک چنین تصوری داشت که ممکن هست شرایط به شکل‌ای باشد که بماند.

*به این معنی در ذهن خودش این تصور را داشت یا در سیاستگذاری اصلاح‌طلبان این بود؟

خیر. با اطلاعاتی که ایشان داشت در پس ذهن خود این را داشت. ولی اصلاح‌طلبان ایشان را به عنوان کاندیدای سایه آورده بودند.

*الان هم معتقد هستید آن بالقوگی را ازبرای ۱۴۰۰ خواهد داشت؟

تداوم همکاری با دولت به آقای جهانگیری لطمه می‌زند. نمی‌دانم ازبرای ۱۴۰۰ چیزی از وی باقی بماند یا خیر.

ببینید، در دوره دوم ریاست جمهوری وقت مفید دولت دو سال اول هست. دو سال دوم بستن کیف‌ها و جمع و جور کردن وسایل هست. نگاه کابینه هم به قدرت آینده هست. نگاه افراد ازبرای حفظ موقعیت خود هست.

*که نفر بعدی چه کسی هست.

بله.

*واقعا این چنین هست؟

بله. واقعا این چنین هست.

*این را واقع‌بینانه بیان می‌کنید.

بله. واقع‌بینانه اینجوری هست.

*به این معنی شما که در دولت دوم آقای خاتمی بودید دو سال آخر به فکر این بودید که نفر بعدی چه کسی هست.

نه اینکه در ذهن ما نباشد نفر بعدی چه کسی هست، ولی ما فکر می‌کردیم پس از خاتمی… حتی من مخصوصاً مصاحبه کردم و گفتم پس از آقای خاتمی من دیگر وزیر نیستم.

*این چیزهایی که آقای جهانگیری یک دفعه گفت و پس فروکش کرد که اختیار عوض کردن منشی خودم را هم ندارم، به نوعی درست بود.

بله. درست بود.

*به نوعی از اختلاف میان ایشان و رئیس  دفتر نشات می‌گرفت.

بله عمده این بود.

*و الان به توصیه چه کسی ایشان مانده هست؟ چون ما شنیدم ایشان می‌خواهند از دولت بیرون بیایند.

اینجور پخش شده که ایشان استعفا داد؛ تصمیم به استعفا گرفت یا استعفا داد. در پی آن استعفا چون رئیس ستاد اقتصاد مقاومتی بود، باید اذن رهبری را هم می‌داشت. بنابراین نامه ای به مقام معظم رهبری نوشتند و شرایط را بیان کردند که من نمی‌توانم مفید باشم و اقتصاد مقاومتی هم پیش نمی‌رود، لذا اجازه خواستند که استعفا بدهند ولی ایشان مصلحت ندیدند.

*عملکرد آقای عارف سبب شد مقبولیت پائین بیاید. چنین چیزی را بیان کردید.

بله درست هست.

*مگر عملکرد ایشان چطور بود؟

مجلس و نمایندگی مجلس جایگاه بسیار مهمی هست. زمانی مردم رای می‌دهند مطالبات، توقعات و انتظاراتی دارند و درصورتیکه آن مطالباتی که مردم دارند، نماینده مجلس نتواند انجام دهد یا زمانی انجام نمی‌دهد، حداقل ازبرای مردم توضیح ندهد که به چه دلیل نمی‌توانم و موانع چیست، این از نظر مردم افت می‌کند.

این تنها مختص دکتر عارف نیست. فراکسیون امید هم در کل نتوانسته نظر مردم را جلب کند ولی زمانی فراکسیون امید به کابینه آقای روحانی که اصلاح‌طلبان معتقد بودند آقای روحانی با چرخش این کابینه را انتخاب کرده و مورد انتظار نیست، یکدست رای می‌دهند، خب معلوم هست که این فراکسیون امید به این معنی مجلس و دولت با هم هستند.

*شما خودتان می‌گویید این فراکسیون امید از دل همین دولت بیرون آمده هست. پس عجیب نیست که به دولت رای بدهد.

نخیر. همه‌اش که این نبود.

*شما گفتید آقای واعظی وسط میدان آمد.

بله ولی آنها مستقلین را تشکیل دادند.

*به هر حال فراکسیونی به نام امید شد. اسم آن را امید گذاشتند.

مستقلین با فراکسیون امید متفاوت هست.

*انتظار هم این هست که به کابینه رای بدهند.

درصورتیکه آقای روحانی کابینه‌ای که انتخاب کرده، دقیقاً آن چیزی بود که مورد انتظار بود، باید تلاش می‌کردند و باید جلو هم می‌افتادند، ولی زمانی این نبود و زمزمه‌ها و نارضایتی‌هایی وجود داشت، نظرات مخالفی که از سوی اصلاح‌طلبان عنوان می‌شد، حداقل به عنوان اصلاح‌طلب باید واکنش نشان می‌دادند ولی این دیده نشد.

بعدا شروع به استیضاح کردن، کردند تا جبران این عملکرد شود که این هم درست نبود، مثبت نبود چون وقت نیست و وقت را از دست می‌دهیم.

*بعضی را هم دو دفعه دو دفعه استیضاح کردند.

بله؛ همین را عرض می‌کنم. به این معنی این افراط و تفریط‌هایی که صورت گرفته، منطقی نیست و مورد قبول و انتظار مردم نیست و آقای عارف رئیس فراکسیون هم هست. طبعاً یک مقدار سهم ایشان بیشتر می‌شود.

*زمانی یک نفر در بدنه حاکمیت قرار می‌گیرد، تحت فشار هست تا با قدرت با باندهایی که نقش‌آفرینی می‌کنند وارد معامله شود و به خواست آنها تن دهد. بسیاری از نمایندگان فراکسیون امید وارد این گیم شده‌اند. این را شما بیان کردید.

بله.

*واقعا همین طور هست؟

بله. واقعا همین طور هست.

*به این معنی وارد معامله شدند؟

بله.

*وارد معامله با کجا شدند؟

ببینید مجلس ما این ضعف را دارد. به کل مجلس ما از زمانی که بحث نظارت استصوابی مطرح شده و تائید صلاحیت‌ها ازبرای نمایندگان مجلس انتخاب کننده شد، از آن وقت نمایندگان همیشه دغدغه تائید صلاحیت را دارند. بنابراین خود به خود زمانی وارد مجلس می‌شوند، تلاش می‌کنند حواسشان به جریانی باشد که بعداً اینها را تائید صلاحیت کنند.

از این گذشته بعضی از نمایندگان ما هم چون احزاب قوی در کشور …

*این به معنای تائید اصلاح‌طلبان تندرو نیست؟ که شما وسط میدان بروید و هر چه می‌خواهید بگیرید و صحبت‌های ساختارشکنانه کنید و …

نه. من اصلاً چنین اعتقادی ندارم. من اعتقاد دارم که انسان باید حریت و آزادگی خودش را حفظ کند.

*حریت و آزاداگی در چهار چوب باشد. در چهارچوب حرف‌های خود را بیان کند.

بله ولی باید عقلانیت هم داشته باشد و مصلحت‌سنجی هم باید بکند.

*در اصولگرایان هم داریم که همانند آقای احمد توکلی خیلی صریح صحبت می‌کنند و صلاحیت ایشان هیچگاه رد نشده هست. حرف‌های خودش را هم بیان کرده و تندترین حرف‌ها را هم بیان کرده هست.

درست هست. من به ایشان احترام می‌گذارم چون روحیه انقلابی خودش را حفظ کرده هست. من هم اعتقاد دارم…

*فراکسیون امید هم می‌توانستند… نمونه دیگ  علی مطهری که حرف‌هایش را بیان می‌کند…

مگر ما چند علی مطهری داریم؟ یک آقای مطهری داریم که شاخص هست و نشان می‌دهد بقیه آن چیزی که مورد انتظار بود و یا مطلوب هست که آقای مطهری انجام داده، انجام نداده هست. درصورتیکه آنها هم انجام می‌دادند قطعا وضع اینچنین نبود. نه دولت می‌توانست این مسیر را طی کند، نه بقیه نهادهایی که تاثیرگذار هستند می‌توانستند یا آنهایی که دنبال رانت‌خواری بودند می‌توانستند.

*این لیست ۳۰ نفره‌ای که ۳۰ هیچ شما در تهران بردید، پخت و پز چندین ماهه شما هست. از میان ۱۲۰ نفر انتخاب کردید.

این پخت و پز ما نبود.

*به چه دلیل دیگر.

این پخت و پز ما …

*به هر حال انتخاب شما هست. آوردید و آدم گزینش کردید.

ما مجبور شدیم.

*زمانی یک بزرگواری لیست می‌دهد، لیست را امضا می‌کند و می‌گوید رای بدهید به این معنی چه؟ به این معنی حساب همه چیز را کرده هست.

دقیقا. من خانواده‌ام را به زحمت توانستم راضی‌شان کنم که به ۳۰ نفر رای بدهند. ما فراخوان دادیم. به این معنی نیرو نداشتیم. فراخوان دادیم تا آنهایی که خودشان را اصلاح‌طلب می‌دانند معرفی کنند و پرونده تشکیل دادیم. از میان آنها تعدادی را انتخاب کردیم، والا بیش از ۶-۵ نفر بیشتر نمی‌توانستیم لیست ازبرای تهران بدهیم. بقیه افرادی بودند که نمی‌شناختیم.

*و این یک ضعف ازبرای شما و طیف شما نیست؟

استراتژی ما سلبی بود.

*۲۰ سال و خرده ای هست که وسط صحنه هستید.

بله. ولی زمانی ردصلاحیت می‌کنند که ضعف ما نیست.

*ولی شما در شواری شهر این اشکال را نداشتید. این مشکل را نداشتید.

بله. این مشکل را نداشتیم.

*در شورای نفرات خوبی هم بردید.

بله. در شورای شهر این مشکل را نداشتیم.

*ولی پس از دو سال و خرده‌ای هست که آقای حناچی سه ماه هست که سوار کار شده هست. درست هست؟

بله. درصورتیکه سوار شده باشد.

*می‌گویند سوار کار شده هست. در این که مشکلی نداشتید ولی مردم به این پخت و پز شما هم راضی نیستند.

واقعا مشکل نداشتیم. انتخاب اول ما آقای نجفی بود که به چه دلیلی کنار رفت؟

*شما بگوئید به چه دلیلی کنار رفت؟

مجبور کردند استعفا بدهد. به ایشان گفتند باید استعفا بدهد.

*به چه دلیلی؟ ایشان استعفا نمی‌داد، ایستادگی می‌کرد.

دلیلش را نهادهایی که به ایشان گفتند می‌دانند. حتما دلیلی داشتند. شاید به ایشان هم گفته باشند و من این را نمی‌دانم.

*پس هم از ایشان تصویر‌هایی بیرون آمد که …

به هر حال آقای نجفی انتخاب اول شورای شهر بود که بدون اراده شورای شهر و بدون اراده خود شهردار کنار گذاشته شد.

*آقای افشانی هم به بازنشستگی خورد. ولی خیلی‌ها می‌گفتند آقای محسن هاشمی باشد. من این سوال را از آقای الویری هم کردم که به چه دلیل آقای محسن هاشمی رفسنجانی که کسی بود که در شهرداری کار کرده بود، تجربه کار را داشت، از شورا بیرون می‌آمد و می‌گفت (میثاق‌نامه) را امضا هم نکرده و خود ایشان هم تمایل داشت. این را من از خودشان شنیدم که طیف اصلاح‌طلبان دوست ندارند من باشم. به چه دلیل؟

در شورای شهر با هم پیمانی بستند که کسی از شورای شهر خارج نشود.

*می‌گویند من این پیمان را امضا نکردم. آقای الویری هم می‌گفتند انصافاً امضا نکردند.

خب دیگران که امضا کردند، دیگران می‌توانند متعهد باشند که ایشان از شورای شهر نباید خارج شود.

*درصورتیکه هدف ازبرای خدمت باشد، کار خوب ارائه دادن باشد یک نفر دیگر بیرون بیاید و آقای هاشمی شهردار تهران شود. به چه دلیل اینچنین نشد؟ بعضی چیزهای دیگری می‌گویند. من در برنامه با آقای الویری هم مطرح کردم. می‌گویند که اصلاح‌طلبان فکر می‌کنند آقای هاشمی شهردار شود یک سکوی پرشی ازبرای ریاست جمهوری هست و آقای هاشمی رئیس جمهور شود، آنطور تابع اصلاح‌طلبان نیست.

قطعا آقای هاشمی تابع اصلاح‌طلبان نیست، چون بارها و بارها هم بیان کرده هست. حتی پدر خودشان را هم اصلاح‌طلب نمی‌دانند. به هر حال رزومه آقای نجفی قطعا قابل قیاس با هیچ کسی نبود.

*شما ۱۳۲۸ در لاهیجان به دنیا آمدید.

در لنگرود به دنیا آمدم.

*هم اکنون هم رفت و آمد دارید؟

بله. رفت و آمد دارم.

*چه سالی ازدواج کردید؟

۱۳۵۴٫

*چطور با حاج خانم آشنا شدید؟

در دانشگاه تبریز بود.

*تبریز درس می‌خواندید؟

بله.

*چه رشته‌ای؟

من رشته فیزیک و خانمم رشته ریاضی بودند.

*شما هم‌دوره اقای مهرعلیزاده بودید؟

بله.

*آقای رحیم صفوی هم بودند؟

بله. همه این دوستان بودند، عده‌ای شهید شدند مانند شهید باکری، شهید سلیمی، شهید آل اسحاق بودند.

*یک جماعت انقلابی دوآتیشه …

بله.

*دانشگاه تبریز هم دانشگاه شلوغی بود.

چون دانشگاه تبریز دانشگاه چپ بود. در سال ۵۰ به عنوان لنینگراد مشهور بود. بالاخره مذهبی‌ها کار کردند و توانستند دانشگاه را از دست جریان چپ بگیرند.

*به این معنی واقعا غلبه کردند.

بله. مردم هم به دلیل آن گرایشات چپ قبلی اعتمادی به دانشجویان و دانشگاه نداشتند، ولی بعداً زمانی دیدند که این گرایش به وجود آمد، ما توانستیم با مردم ارتباط برقرار کنیم. اعتماد مردم و همکاری آنها را جلب کردیم و دیگر آن جریانات ۲۹ بهمن ۵۶…

*با حاج خانم در آنجا آشنا شدید و چطور کار کردید؟ ایشان اهل تبریز بودند؟

خیر. ایشان اهل بیرجند هستند. دانشجوی آنجا بودند. به یکی از همکلاسی‌ها گفتم که می‌خواهم ازدواج کنم و با ایشان صحبت کنم. یک روز در دانشگاه با هم صحبت کردیم و پس هم به خواستگاری رفتیم.

*مهریه جقدر بود؟

مهریه یک سکه بود و یا شاید اصلا نبود. مهریه حضرت زهرا (س) بود.

*چند فرزند دارید؟

من ۷ فرزند دارم.

*ماشاءالله. پسر هستند یا دختر؟

۴ دختر و ۳ پسر دارم.

*در کار خانه کمک می‌کنید؟

در حدی که صبحانه را آماده کنم و ظرف را جمع کنم و داخل ماشین بگذارم. رختخواب را جمع کنم. تختخواب را مرتب کنم.

*اهل غذا درست کردن؟

بلد نیستم.

*واقعا بلد نیستید؟

بله. واقعا بلد نیستم.

*تفریح شما چیست؟ چه تفریحی دارید؟

تفریح ما مسافرت هست. دور هم جمع شدن هست. خانواده شلوغی هستیم.

*هر هفته همه جمع می‌شوید؟

اغلب اوقات جمع می‌شویم.

*ماشاءلله.

اغلب اوقات به بهانه‌های مختلف جمع می‌شویم. همین که در طول سال یکی یکی بخواهند جشن تولد بگیرند، همه جشن می‌شود.

*از پرجمعیتی راضی هستید؟

بله. اینها همه برکات الهی هست.

*چون الان بیشتر از دو تا یکی و نهایتا سه فرزند نیست.

اداره آنها از نظر اقتصادی کار مشکلی هست، ولی روزی دست خداوند هست.

*از لحاظ تربیتی دشوار نیست که بتوانید به همه برسید؟

نخیر. خوشبختانه خوب بود و راضی هستیم.

*حاج خانم ادامه تحصیل دادند؟

بله. ایشان الان فوق لیسانس را در رشته علوم قرآنی گرفته‌اند.

*فعالیت بیرون از خانه هم دارند؟

قبلا معلم بودند و کلاس می‌مسیر و علاقه‌مند به رفتن به سخنرانی‌ها و گوش دادن به بررسی ها علمی هستند.

*اهل ورزش هستید؟

به شدت.

*چه ورزشی انجام می‌دهید؟

من الان شنا را مرتب دارم به این معنی هفته ای یک دفعه دارم، هر روز هم که از خواب بیدار می‌شوم همانجا از رختخواب یکسری حرکات را شروع می‌کنم تا بیرون می‌آیم. ۴۵ دقیقه تا یک ساعت ورزش می‌کنم.

*با کدام یک از غیر هم‌جناحی‌ها رفاقت بیشتری دارید؟

بعضی از دوستان ما هستند که جناحی محسوب نمی‌شوند، مانند آقای علی محمد بشارتی که جناحی نیست، آقای قیامتی آن جناحی حساب نمی‌شوند.

*شما استاندار آقای بشارتی هم بودید. درست هست؟

خیر. آقای بشارتی که آمد دوره ۴ ساله من در کهکیلویه و بریر احمد تمام شد و من به تهران آمدم و مشاور ایشان شدم.

*مشاور وزیر کشور شدید.

بله.

*در خدمت آقای صوفی هستیم و گپ می‌زنیم. آقای صوفی، شما فعالیت انقلابی‌تان را قبل انقلاب از چه زمانی شروع کردید؟

من از زمانی که دوره سربازی را می‌گذراندم به عنوان سپاه بهداشت بودم. یکسری مطالعات را شروع کردم ولی مطالعات من خیلی جهت نداشت ولی زمانی به دانشگاه رفتم چون قبل از آن مطالعه زیاد داشتم، مترصد بودم بتوانم به این هسته مرکزی مبارزاتی دانشگاه وصل شوم.

*دستگیر نشدید؟

بله. در سال ۵۷ مخابرات را محاصره کردند و گفتند یک نفر با شما کار دارد. من دم در رفتم و فوری کلت را روی سینه گذاشت و دست من را گرفت و بردند.

*روز ۲۲ بهمن ۵۷ کجا بودید؟

من در تبریز بودم. پادگان تبریز را گرفتیم.

*با همین تیمی که بودید؟

بله.

*فکر می‌کردید که انقلاب پیروز شود؟

اصلاً فکر نمی‌کردیم. به این معنی ۲۹ بهمن سال ۵۶ آن تبریز آن قیام پیش آمد. بسیار عجیب بود. در ۲۲ بهمن که انقلاب پیروز شد من شیفت شب بودم. معمولاً شیفتی کار می‌کردیم، تکنسین بودیم. من شیفت شب بودم. خدا گواه هست که از شب تا صبح نماز می‌خواندم و این سوره را تکرار می‌کردم که اذا جاء نصرالله والفتح…

*تا این اندازه دلشوره داشتید.

ذوق‌زده بودم و از شوق نمی‌دانستم چه کار کنم. باور نمی‌کردم انقلاب پیروز شود.

*نخستین سمتی که پس از انقلاب گرفتید چه بود؟

من قبل از انقلاب چون درسم خوب بود تکنسین ممتاز بودم. یک دوره اضافه را تعدادی ازبرای ترافیک‌سنجی دیدیم که من تکنسین رشت بودم و پس به تبریز رفتم. باید مرکز اصلی می‌بودیم. غرب کشور آن وقت هرجا که آزمایش تحویل بود بر عهده من بود. من در آنجا مسئول گروه … (فنی) بودم. پس انقلاب بلافاصله مرکز آموزش غرب کشور درست کردیم و دو دوره تکنسین در آنجا تربیت کردیم. پس از آن به عنوان مدیر کل مخابرات آذربایجان شرقی انتخاب شدم و تا سال ۶۴ مدیرکل بودم.

*در سال ۶۴ هم استاندار بوشهر شدید؟

بله.

*چطور استاندار شدید؟ چه کسی شما را انتخاب کرد؟

آقای مهندس عابدینی استاندار آذربایجان شرقی بود و دنبال این بود که من معاون سیاسی ایشان بشوم. در بهمن ماه ایشان خواست و به وزارت کشور ازبرای معاونت سیاسی پیشنهاد داد که من …

*آن وقت وزیر کشور چه کسی بود؟

وزیر کشور آقای محتشمی‌پور بودند. من به اینجا آمدم و وزارت کشور نپذیرفت و گفت ما از ایشان می‌خواهیم به عنوان استاندار استفاده کردن کنیم و من را به بوشهر فرستادند.

*آنجا در جنگ …

جنگ هوایی بود. زمینی درگیر جنگ نبود ولی هوایی و دریایی به شدت درگیر بود.

*چطور کار را جمع می‌کردید؟

مردم روحیه خیلی خوبی داشتند. همکاری مردم خیلی خوب بود. خارک، مردم در حالی که هر روز بمباران می‌شدند و شد بمباران طوری بود که شیشه‌های دفتر من در استانداری می‌لرزید. در بوشهر هم تهدید کرد بزند ما آنجا سنگربندی کردیم و مردم را به مقاومت دعوت کردیم و گفتیم هر کسی خواست برود تسهیلات لازم را فراهم می کنیم ولی هیچ کسی نرفت. خود ما هم در استانداری سنگرسازی کردیم.

*هیچ کسی نرفت؟

هیچکس. روحیه مردم چیز دیگری بود. مشکل داشتیم؛ در زمینه آرد یک روز به صورت محرمانه عنوان کردند که ذخیره کشور ازبرای سه روز کافی هست و باید کیسه‌های آردی که به شما می‌دهید، باید جلوی مغازه‌ها بگذارید تا مردم ببینند. ما همین کار را کردیم. یا مثلا نیروگاه‌ها را می‌زدند و برق نداشتیم. نانوائی‌ها می‌خواستند نان پخت کنند به برق احتیاج داشتند. ما ازبرای آنها از ژنراتورهای پرتابل می‌گرفتیم و به اینها مجانی می‌دادیم که بتوانند به مردم نان بدهند. اصلا مردم هم گله نداشتند. ما مشکل مردمی نداشتیم.

*چقدر جالب! پس هم به کهکیلویه وبریر احمد رفتید. وقت آقای هاشمی بود.

بله. وقت آقای هاشمی به کهکیلویه و بویر احمد رفتیم. آنجا استان محرومی بود و یکی از …

*وزیر کشور آقای عبدالله نوری بود.

بله. زمانی من را پیشنهاد کردند به دلیل اینکه استان محرومی هست احتیاج به کار داشت قبول کردم. دیدم تقسیمات کشوری این استان کاملا نامناسب هست به این معنی شهرستان‌هایش از مرکز استان شروع می‌شد و به جنوب استان می‌رفت. از مرکز استان به سمت شمال که به سمت استان چهارمحال و بختیاری می‌رود، کلاً دولت حضور ندارد؛ به این معنی نه قسمت، نه بخشدار و نه فرماندار دارد. زمانی مردم دسترسی به دولت ندارند مجبور هستند مسائل را خودشان حل کنند.

*به دعوا می‌کشد.

بله. تقسیمات کشوری را پیگیری کردم. آنجا الان ۸ شهرستان دارد. جاده‌ها از سمیرم به سمت یاسوج جاده چهاربانده شروع شد و آن را ادامه دادیم و قدری استان از بن‌بست درآمد و بقیه را مطالعه کردیم و استانداران بعدی آمدند و الان وضع خوب شده هست.

با اهمیت‌ترین کار احداث فرودگاه در آنجا بود. آنجا از نظر کارشناسی خیلی مورد تائید نبود. در دل کوه بود و محاصره بود ولی توانستیم با پیگیری مجوز احداث فرودگاه را بگیریم و  من فرودگاه را هم شروع کردم و پس از آنجا آمدم.

*پس ۷۶ شد. در سال ۷۶ در کار انتخابات آمدید؟

قبل از آن ازبرای مجلس پنجم در کار انتخابات آمدم.

*نامزد شدید.

نخیر. فعال سیاسی بودم. آن وقت مشاور وزیر کشور بودم ولی با جمعی که بعداً کارگزاران شدند ازبرای مجلس پنجم کار کردیم.

*یکسری هم رای اوردند.

بله. مجلس پنجم مجلس خوبی بود و یک اقلیت قوی داشت. خوب بود.

*در سال ۷۶؟

در سال ۷۶ با همان جریان هم در ستاد به‌آفرین بودم و هم در سمیه بودم که ازبرای کارگزاران بود.

*با قاطعیت مطمئن بودید آقای خاتمی رای می‌آورد.

با قاطعیت مطمئن بودیم رای نمی‌آورد. با آقای خاتمی ارتباطاتی داشتیم و صحبت این بود که آقای خاتمی کاندید شود و ایشان قبول نمی‌کرد. یک روز شنیدم ایشان با آقا صحبت کردند و فردایش پیش ایشان رفتیم. سه نفر بودیم.

*چه کسانی بودید؟

من و آقای ابراهیم انصاری و آقای علی جنتی بودیم. گفتیم شنیدم با آقا صحبت کردید. تصمیم شما چیست؟ گفتند می‌خواهم کاندیدا شوم. گفتیم فکر نمی‌کنید وقت ندارید؟ چون چهره شناخته شده‌ای نیستید و وزیر ارشاد بودید و مردم خیلی با ارشاد سر و کار ندارند. چطور می‌خواهید در این فاصله خودتان را معرفی کنید؟ چیزی نمانده هست.

گفتند من نمی‌خواهم رئیس‌جمهور شوم، من می‌خواهم ۵ میلیون رای بیاورم و پس به اعتبار آن ۵ میلیون رای به من اجازه دهند اینور و انور صحبت کنم. ولی آن وقت این میزان فضا بسته نبود ولی ایشان این تصور را داشت. این جواب را به ما داد و همه همین تصور را داشتیم.

*چقدر آقای هاشمی در رای‌آوری آقای خاتمی تاثیر داشتند و خطبه نماز جمعه‌ای که خواندند.

بی‌تاثیر نبودند به این معنی آقای هاشمی هم تلاش کرد، انتخابات را کنترل کند که انحرافی ایجاد نشود و حساسیت نشان داد و هم اینکه ایشان از انتخابات مجلس پنجم تاثیرگذار بود.

*رای آوردند و شما هم استاندار گیلان شدید.

ایشان رای آورد و من همچنان چند ماهی مشاور وزیر کشور بودم و پس معاون حقوقی امور مجلس وزیر مسکن و شهرسازی آقای عبدالعلی زاده شدم. ۵ ماه با ایشان کار کردم و پس استاندار گیلان شدم.

*چه کسی به شما پیشنهاد داد؟

گیلان را من خودم علاقه داشتم. آن وقت که به من می‌گفتند گفتم ازبرای گیلان حاضر هستم.

*شما دولت بعدی وزیر تعاون شدید؟ جای آقای حاجی بودید.

بله.

*چطور به شما پیشنهاد دادند؟

آقای خاتمی در همان سال ۷۶ ازبرای چینش کابینه ۵ نفر را انتخاب کردند که من یکی از آن ۵ نفر بودم. این وزارت‌خانه‌ها میان ۵ نفر تقسیم شد. وزارتخانه‌های اقتصادی با من بود. من از انجا این ارتباط را داشتم. به نظر می‌رسد آقای خاتمی این نظر را دارند که در کابینه باشم.

ولی واقعا موانع جدی وجود داشت و چند دفعه خیز برداشتند که وازرت تعاون را حذف کنند. یک دفعه مقام معظم رهبری در دیداری که با ایشان داشتیم به من گفتند با شما کار دارم. گفتند که می‌خواهند وزارت تعاون را حذف کنند و شما اجازه ندهید این کار را بکنند. من گفتم راستش چنین چیزی نشنیدم. گفتند من اطلاع دقیق دارم و چند روز پس دیدم صدای این تصمیم از مجلس بلند شد.

*مجلس ششم؟

بله. ایشان تا این حد به تعاون علاقه‌مند بود.

*در جایی گفتید اصلاح‌طلبان بر اثر پیروزی ‌های ۷۶ به پس مغرور و از واقعیت‌های جامعه غافل شدند و شروع به وزن‌کشی کردند.

بله. شما در انتخابات شورای دوم کاملاً این را می‌توانستید ببینید.

*واقعیت‌های جامعه چه بود که غافل شدند؟

مردم زمانی یک دولتی را انتخاب می‌کنند، با انگیزه‌های مختلف و با گرایشات مختلفی انتخاب می‌کنند. یک بخشی سیاسی هست ولی قسمت عمده مطالباتی در زمینه پیشرفت و رفاه و معیشت هست و این هست که یک عده در شورای شهر جمع شوند و از شخصیت‌های تراز اول هم باشند ولی به منازعات سیاسی و کشمکش بپردازند، مردم این را اصلا نمی‌پذیرفتند و این چیزی بود که باید دوستان ما می‌دیدند که این نوع مناقشات …

*یا مثلا مجلس ششم.

تا حدی مجلس ششم، ولی شورای شهر اول خیلی بدتر بود. پس از آن هم اینها دنبال وزن‌کشی افتادند و هر کسی گفت من می‌توانم رای مردم را جلب کنم. ازبرای همین هر کسی جداگانه ازبرای خودش کاندیدا معرفی کرد و مردم هم هیچ کدام را انتخاب نکردند.

*در قضیه مجلس ششم و استعفاهای مجلس واقعا یکسری از وزرا می‌خواستند استعفا دهند؟

یک زمزمه‌ای به وسیله بعضی مطرح شد، ولی نه، آقای خاتمی به هیچ وجه به چنین امری موافق نبود.

*وزیر یا معاون رئیس جمهور؟

هم از وزرا و هم از معاونین رئیس جمهور!

*ولی شخص رئیس جمهور مخالف بود.

بله. به صراحت مخالفت کرد.

*نظر شما چه بود؟ در جلسه دولت بحث می‌شد؟

یک چالش بزرگی در دولت پیش آمده بود و حتی دولت کارگروهی را معلوم کرد. یک گروهی به عنوان حسن نیت انتخاب شدند. افرادی که مقبولیت نزد شورای نگهبان داشتند رفتند و با شورای نگهبان صحبت کردند، ولی به نتیجه نرسیدند. در جلسه دولت گفتند به نتیجه نرسیدیم.

*سال ۸۴ موافق نامزدی آقای هاشمی رفسنجانی بودید؟

نخیر. دوره اول خیر. من مخالف آقای هاشمی نبودم ولی تحلیل من این بود آقای هاشمی رای نمی‌آورد.

*به چه دلیل؟

نظرسنجی‌ها این را نشان می‌داد. نظرسنجی‌ها نشان می‌داد آقای هاشمی در بهترین شرایط حدود ۳۰ درصد رای دارد.

*فکر می‌کردید آقای احمدی‌نژاد رای بیاورد؟

اصلاً.

*الان طیف آقای احمدی‌نژاد به اصلاح‌طلبان نزدیک شده‌اند؟

ابداً.

*می‌گویند یکسری جلسات برگزار می‌کنند درست هست؟

من نشنیده‌ام. درصورتیکه بود من مطلع می‌شدم.

*ممکن هست این دو طیف به هم نزدیک شوند؟

اصلاً امکان ندارد. بالاخره جریان اصلاح‌طلبی یک مبانی دارد و استراتژی دارد و در داخل نظام حرکت می‌کند. واقعا اصلاح‌طلبی به این معنی ما نمی‌خواهیم، انقلاب کنیم و با جریانات تند همراه باشیم.

*پس از خروج ترامپ از برجام از مواضع آقای رئیس‌جمهور حمایت کردید. در جایی که ایشان تند موضع گرفت که تنگه هرمز را بخواهیم می‌بندیم. در همان برهه یکسری از اصلاح‌طلبان نامه نوشتند که باید برویم و با ترامپ مذاکره کنیم. شما موافق چنین نامه‌ای بودید؟

نه؛ من همان وقت هم مخالفت کردم. خروج از یک عهدنامه خیلی کم سابقه نیست. مخصوصاً آقای ترامپ از چندین عهدنامه خارج شد ولی خروج از آن عهدنامه و دشمنی کردن و مخالفت کردن با بنیان و اساس آن کشور، دشمنی آشکار هست. به معنای قرار گرفتن در کنار اسرائیل هست.

*چه هدفی را دوستان اصلاح‌طلب دنبال می‌کردند که چنین پیشنهادی دادند؟

خب نگرانی‌ها سبب می‌شود. به این معنی فکر می‌کنند شاید با مذاکره بتوان جلوی تندروی ترامپ را گرفت، بتوان دوباره به برجام برگردد، در حالی که آنها تصمیمی که می‌گیرند به سادگی نیست.

*نگرانی یا ساده‌انگاری؟

گاهی مواقع این نگرانی‌ها با ساده‌انگاری هم همراه می‌شود.

*فکر می‌کنید در جلسات مجمع تشخیص FATF چه می شود؟

من فکر می‌کنم نهایتاً تصویب شود گرچه الان بحث سیاسی نیست و کارشناسی هست.

*واقعا در حوزه امنیت ملی رفته هست.

بله.

*و فکر می‌کنم همه باید اجازه دهند پخت و پزی که عقلای دو سمت و عقلای کشور انجام می‌دهند، به جای خوبی برسد و دوباره با یکسری فضاسازی‌هایی که در برجام هم داشتیم، این سمت و آن سمت می‌گفتند، مواجه نشویم که در آخر تصمیم پخته گرفته نشود.

خوشبختانه آن فضا فروکش کرده، به این معنی آن عده‌ای که قبلا موافق بودند الان تردید کرده‌اند و می‌گویند اطلاعات جدیدی به دست آورده‌ایم. این پشتوانه سازمان ملل را ندارد به این معنی جزو پیمان‌های آن نیست و قبول کردن و قبول نکردن هرکدام یکسری تبعات و فایده دارد.

آنچنان الان قوی نیست که بخواهیم یک سمت را بگیریم. ضمن اینکه در عرف دیپلماتیک باید اجازه دهیم دستگاه‌های دیپلماتیک ما گیم با این مسائل کند.

*آقای ظریف یک دیپلمات کارکشته هست و همه این را قبول دارند و حتی میان وزرای خارجه در ۴۰ سال مقایسه می‌کنیم، آقای ظریف یک ویژگی‌هایی دارد که بقیه ندارند. از آقای ظریف در این مقطع درصورتیکه محق هم بود، هیچ کسی چنین انتظاری نداشت.

غیرمنتظره بود.

*واقعا فکر می‌کردند تجربه و پختگی محمدجواد ظریف اجازه چنین کاری به وی نمی‌دهد. یک دستاورد بزرگ ازبرای ماست حتی درصورتیکه غلط هم شده باشد.

مخصوصا دستگاه دیپلماسی بیشتر باید متوجه منافع ملی باشد و منافع ملی مرز نمی‌شناسد.

*من خداحافظی می‌کنم ولی برنامه ما با دست‌خط و یادگاری که آقای صوفی ازبرای ما خواهند نوشت به آخر می‌رسد.

«بسم‌الله الرحمن الرحیم.

کار ارزنده صداوسیما در ثبت خاطرات و منتشر شدن افکار فعالان سیاسی و اجرایی کشور و به چالش کشیدن افکار و اندیشه‌های نیروهای انقلاب و روشنگری و شفاف‌سازی دوران سیاسی گذشته ازبرای استفاده کردن در مسیر آینده بسیار درخور تحسین و تقدیر هست.

آرزو می‌کنم توفیق ایجاد وفاق ملی و خیز به سمت تمدن اسلامی از خداوند تبارک و تعالی ازبرای ملت عزیز ایران از قِبل برنامه‌های سازنده صداوسیما حاصل شود».

انتهای پیام/

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *